پنجشنبه ، 24 آذر 1390 ، 17:10
وزیر ارشاد در قطر:قرائت کلید حرکت تمدنی است

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: اگر"فرهنگ"رامنظومه افکار , سنن , هنر و ادبیات جهتدهنده حرکت جامعه بدانیم نقش آفرینی آن را در شکل دهی به حرکت آینده ساز امت خواهیم شناخت.
به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، " سید محمد حسینی" که شامگاه سه شنبه در حاشیه برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب دوحه قطر در جمع اهالی فرهنگ و هنر و مقامات و شخصیت های فرهنگی کشورهای مختلف سخن می گفت با بیان این مطلب افزود: فرهنگها از نظر قدرت آیندهسازی متفاوتاند، فرهنگهایی وجود دارند که فاقد مؤلّفههای حرکت و پیشرفت میباشند، در حالیکه دیگر فرهنگها کم و بیش دارای این مؤلفههاست.
اگر «فرهنگ» را منظومه افکار , سنن و هنر و ادبیات جهتدهنده حرکت جامعه بدانیم، نقش آفرینی آن را در شکل دهی به حرکت آیندهساز امت خواهیم شناخت.
بدیهی است که فرهنگها از نظر قدرت آیندهسازی متفاوتاند، برخی فرهنگها فاقد مؤلّفههای حرکت و پیشرفت هستند، در حالیکه فرهنگهای دیگر کم و بیش از این مؤلفهها برخوردارند.
ما معتقدیم که فرهنگ اسلامی عناصر تمدنساز را در درجه والایی دارا است، دلیل نظری ما متون قرآن , سنّت و اجتهاد مجتهدین است و دلیل عملی این مدّعا دستآوردهای تمدّنی جامعه اسلامی در طول تاریخ است، دستآوردی که مورد تأیید و تأکید صاحبنظران بیطرف در تاریخ تمدن اسلامی است.
همچنین ما معتقدیم که آن عناصر تمدّنساز اگر فعّال شوند میتوانند تمدّنی متناسب با نیازهای روز بیافرینند.
به همین جهت فعالیت فرهنگی در منظومه اسلامی یک مسأله حیاتیست و نباید در آن سهلانگاری کرد، باید تمامی افراد مخلص و آیندهنگر نیروهای خود را جهت ترسیم طرح فراگیر فرهنگی امت اسلامی و فعّال کردن عناصر تمدّنساز آن، بسیج کنند.
در اینجا هم فرصت سخن گفتن از عناصر تمدّنساز در منظومه فرهنگی نیست، لذا به مناسبت هفته کتاب صرفا به نقش «قراءت» در حرکت فرهنگی اشاره میکنم.
متأسفانه آمار نشان میدهد سطح سرانه مطالعه در جهان اسلام نسبت به دیگران کمتر است، در حالیکه ما امت «إقرأ» هستیم امتی که حتی در قرن اول هجری به امت تألیف و مطالعه و تصنیف و حلقههای بحث و تدریس و مکتبهای ادبی و فکری مبدّل شد، سپس به مرور زمان جوامع اسلامی شاهد جنبش تأسیس کتابخانههای باشکوه و حرکت کاغذسازی و نسخهنویسی و تألیف به عنوان بارزترین نشانههای تاریخ تمدّن اسلامی، شدند.
قراءت کلید واژهای است که زیرمجموعه آن مؤلفههای فرهنگی دیگری را شامل می شود که اهمیت والایی در تکامل فرد و جامعه دارد. از میان آنها میتوانیم از "عطش معرفت " نام ببریم. این عطش منجر به طلب روزافزون علم و معرفت میشود، و مسلمان آن را با دعای قرآنی بیان میکند و میگوید : «و قل ربّ زدنی علما».
قرائت نیز به مفهوم دیگری که غالبا در برنامه تربیتی به آن توجه نمیشود، وابسته است، و آن «استماع» است. استماع مقدمه لازم برای مبادله معرفتی و ضرورتی برای گفتگو به معنای صحیح آن است. زیرا که گفتگو به معنای اعطاء و اخذ است، و این حالت در تمدّن اسلامی بین جریانات فکری و فرهنگی و دینی در چارچوب اجتهاد وجود داشته است.
اما هنگامیکه منحنی تمدّن در امت افول کند حالت استماع نیز پایین میآید. در این وضعیت تمایل به سخن گفتن درباره «من» میشود، اما دیگری جایگاهی نزد متکلم ندارد.
دو شخص به ظاهر در حال گفتگو هستند ولی در واقع بین این دو مستمعی نیست، بلکه هر دو سخن میگویند. یکی با زبان خود و دیگری در فکر خود سخن میگوید تا طرف را ردّ و ساکت کند.
قرائت در مفاهیم تمدّنی ما انباشتن معلومات نیست. تراکم معارف نیست. بلکه تولید علم و معرفت است، و مقدمه این تولید علم : قرائت و پس از آن ارزیابی و در نهایت انتخاب بهتر است «الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه».
بنابراین قرائت کلید حرکت تمدّنی است، بهویژه هنگامیکه قراءت به سبب هدفی بزرگ باشد و چه هدفی بزرگتر از خداوند سبحان است. به همین جهت خاستگاه حرکت تمدنی ما «اقرأ باسم ربک الذی خلق» است.
شاید اقتران قرائت با قلم، مهمترین عامل به وجود آمدن جهشی بزرگ در زمینه کتابت و تألیف و تصنیف پس از ظهور اسلام بوده است.
برگردم به فرهنگ و نقش آن در ترسیم آینده امت، اگر فرهنگ اسلامی را به شیوه و زبان متناسب با نیازهای روز عرضه کنیم، نه فقط جوانان مسلمان بلکه ملل دنیا مجذوب آن خواهند شد، زیرا که این فرهنگ بر پایه گفتمان انسانی قادر به نفوذ در دل بشریت در هر زمان و مکانی است. بهترین دلیل این مدّعا روی آوردن اروپائیان به عرفان اسلامی و به دیوان مثنوی مولانا و به مطالعات شرقی، بلکه به شعارهای شرق در میدان التحریر و امثال آن است.
اگر فرهنگ اسلامی را به خوبی بشناسیم و به آن ایمان بیاوریم و آن را در منظومه قابل ارائه قرار دهیم بر اغلب مشکلات و عقبماندگیهای جهان اسلام غلبه خواهیم کرد.
این فرهنگ نه تنها میتواند امت ما را از حالت تفرقه مذهبی و قومی برهاند، بلکه قادر است پیروان ادیان مختلف را زیر چتر خود جمع کند.
این آثار در اعصار طلایی تمدن اسلامی کاملاً مشهود بود. شریف رضی قصیدهای در رثای ابو اسحاق صابی میسراید که از عظیمترین سرودههای رثاء شعر عربی است :
أرأیتَ مَن حَمَلوا علی الأَعوادِ إرإیتَ کیفَ خَبا ضیاءُ الوادی
هنگامیکه از او درباره انگیزه این سروده در رثای شخصی که صابئی است سؤال شد پاسخ داد : «جَمَعتنا رفاقةٌ الادب» و اٰدب در اصطلاح آن روز همان فرهنگ است.
فرهنگ میتواند دید ما را به مسائل وسیع کند و از ما انسانهای بزرگ بسازد که سختیها را کوچک میشمارند، و در مقابل چالشها عقبنشینی نمیکنند مُتنبّی میگوید :
و تکبُرُ فی عین الصغیر صغارُها و تصغُر فی عینِ العظیمِ العظائمُ
همچنین فرهنگ میتواند اعتقاد ما را به هویت و آینده تقویت کرده، ما را در مقابل تهاجم فرهنگی و ذوب شدن در عصر جهانی شدن بیمه کند.
از اینجا با همه دستاندرکاران فرهنگ سخن میگویم، و آنان را به همکاری مخلصانه و مجدّانه دعوت میکنم تا امر فرهنگ را به سطحی متناسب با خواستها و آرزوهای امّتمان بالا ببرند. به سطحی متناسب با شأن این امت و چالشهایی که در پیش رو دارد. و ما در جمهوری اسلامی ایران آمادگی خود را جهت همکاری در هرگونه طرح فرهنگی فراگیری که میتواند بیداری کنونی اسلامی را پشتیبانی و غنی سازد تا این تحوّل باشکوه را از سطحینگری و سرقت و انفعال بدور سازیم، و تا در ماندن این بهار سهیم باشیم. بهار ثمربخشی که در آن میوه خود را بخواست خداوند ارائه میدهد
| < قبلی | بعدی > |
|---|